تبلیغات
مرجع اطلاعات پزشکی - مطالب اردیبهشت 1389
 
درباره وبلاگ


مرجع اطلاعات پزشکی

مدیر وبلاگ : site059
نظرسنجی
مایل به دیدن چه مطالبی در سایت 059 هستید ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مرجع اطلاعات پزشکی
مرجع اطلاعات پزشکی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 31 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : P.G

قوانین شطرنج

 

قوانین شطرنج فیده شامل بازی زنده شطرنج ] بازی برروی صفحه [ است.این قوانین در هفتادویكمین كنگره فیده درنوامبر۲۰۰۰ در استانبول (تركیه ) به تصویب رسیده است و از اول ژوئیه ۲۰۰۱ جاری خواهدبود.متن انگلیسی این قوانین ،متن معتبر اصلی شمرده میشود.درمتن انگلیسی ،ضمیرهای مذكر شامل ضمیرهای مونث نیز هست.] متن فارسی از متن انگلیسی ترجمه شده است .[

              

 

 

مقدمه

 

این قوانین شطرنج نمی تواند همه موقعیتهای محتمل را كه ممكن است در بازی پدید آید شامل شود ،و نیز نمی تواند تمام مسائل عملی را حل و فصل كند.در حالتهایی كه دقیقاً در مواد قوانین حاضر پیش بینی نشده باشد،می توان با بررسی موقعیتهای مشابهی كه در قوانین حاضر مورد بحث قرار گرفته است به تصمیم صحیح رسید.در قوانین شطرنج، فرض بر این است كه داوران از صلاحیت لازم، قضاوت درست و بیطرفی كامل برخوردارند.مقرراتی كه زیاده از حد جنبه تفصیلی یابد ممكن است اختیار قضاوت را از داور سلب كند و لذا مانع آن شود كه او با مراعات انصاف ،منطق و عوامل خاص به حل مسائل بپردازد .

 

فیده همه شطرنجبازان و فدراسیونها را به پذیرش این نظر فرا می خواند . هر فدراسیون عضو فیده مختار است كه مقررات تفصیلی تری را به اجرا درآورد ،مشروط به اینكه

 

الف) به هیچ وجه با قوانین شطرنج رسمی فیده در تعارض نباشد ؛

 

ب) به قلمرو همان فدراسیونها منحصر شود؛ و

 

ج) برای هیچ یك از رویاروییها] مچ ها [ ، مسابقات قهرمانی یا انتخابی تحت پوشش فیده ، یا مسابقات عنوان گیری درجه گیری تحت پوشش فیده اعتبار نیابد.

 

 

 

مقررات بازی

 

ماده ۱: ماهیت و اهداف بازی شطرنج

 

1-۱. بازی شطرنج بین دو حریف انجام می شود كه مهره های خود را به نوبت بر یك صفحه مربع به نام ًصفحه شطرنج حركت می دهند . بازیكن دارای مهرهای سفید بازی را آغاز می كند

 

"نوبت حركت" بازیكن موقعی است كه حركت حریف او انجام شده باشد.

 

۱-۲ .هدف هربازیكن قرار دادن شاه حریف در "معرض حمله"است به نحوی كه حریف هیچ حركت قانونی برای اجتناب از "گرفته شدن " شاه درحركت بعد نداشته باشد.بازیكنی كه موفق به این امر شود اصطلاحاً شاه حریف را "كیش ومات"كرده است و بازی را برده است .حریف كه شاه او كیش و مات شده است بازی را باخته است .

 

۱-۳. اگر پوزیسیون طوری باشد كه هیچ یك از دو بازیكن نتواند احتمالاً كیش و مات كند، بازی مساوی است .

 

ماده ۲: پوزیسیون اولیه مهره ها در صفحه شطرنج

 

۱ـ۲. صفحه شطرنج یك شبكه ۸×۸ از ۶۴ مربع مساوی است كه یك در میان به رنگ روشن و تیره هستند (مربعهای "سفید و مربعهای "سیاه ). صفحه شطرنج بین دو بازیكن قرار میگیرد ، به نحوی كه آخرین مربع سمت راست هر بازیكن سفید باشد .

 

۲ـ۲. در ابتدای بازی ،یكی از بازیكنان ۱۶ مهره به رنگ روشن (مهره های "سفید") دارد؛ بازیكن دیگر ۱۶ مهره به رنگ تیره (مهره های "سیاه") دارد.

 

این مهره ها عبارتند از:

 

یك شاه سفید

 

یك وزیر سفید

 

دو رخ سفید

 

دوفیل سفید

 

دو اسب سفید

 

هشت پیاده سفید

 

یك شاه سیاه

 

یك وزیر سیاه

 

دو رخ سیاه

 

دو فیل سیاه

 

دو اسب سیاه

 

هشت پیاده سیاه

 

۳ـ۲.پوزیسیون اولیه مهره ها در صفحه شطرنج  به صورت زیر است:

 

۲ـ۴. هشت ستون عمودی مربعها را "ستون " می نامند .هشت ردیف افقی مربعها را "عرض" میخوانند. خط مستقیمی كه از مربعهای همرنگ بگذرد و محل تلاقی این مربعها را به هم وصل كند "قطر" نامیده می شود .

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج قوانین شطرنج،
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : P.G
استفاده از اینترنت بانک در پارک ( بسان کشور فرانسه که تمام خاک آن تحت پوشش اینترنت پر سرعت است ) ، تبدیل خودروی  206 به ویتارا به سان بازیهای پلی استیشن ، غیب شدن فرد و انجام امور بانکی به صورت حرکت یک روح متحرک ، تبدیل خانه به شعبه و استقرار کاربر در اتاق پذیرایی ، هوا کردن بادکنک و پهن کردن فرش قرمز ، راهپیمایی به سمت شعبه ، کنفرانس های خانوادگی برای تشریح خدمات بانک ، اطلاع رسانی خدمات سرمایه گذاری توسط کودک 4 ساله  ، پخش سوزن ته گرد برای جانمایی شعب ، پیشنهاد کارت هدیه به جای دادن کادوهای چند تنی و ... به همراه متون اغراق آمیز و مهیج و .... تصاویر هر روزه پیش روی مخاطبان تبلیغات بانکی است .

    تبلیغات کم اثری که هزینه های گزافی را به بانکها تحمیل می کند و آنها حتی بدون لحظه ای درنگ و بازنگری در آن با شدتی بیشتر از قبل به ادامه آن اصرار می ورزند . تبلیغات چند روز تلویزیون را به خاطر آورید،  اگر تا چند سال قبل بانکها چهارمین صنعت پر تبلیغ ایران بودند امروز رتبه اول یا دوم برای آنها دور از ذهن نیست . به خصوص با شرایط اقتصادی کنونی و هزینه های سرسام آور تبلیغات  تلویزیونی و محیطی هنوز این بانکها هستند که فضای تبلیغاتی گرانقیمت ایران را در سیطره نفوذ خود دارند . با این همه هزینه ، حساسیت و اهمیت چرا هنوز این تبلیغات از عدم اثربخشی و ضعف بسیار در ساخت ، ایده پردازی و انتخاب رسانه ها رنج می برد ؟ سئوالی که در این یادداشت و به فراخور تجربیات اندک و بضاعت علمی به آن خواهیم پرداخت .

1-     دخالت مستقیم و بیش از اندازه مدیران ارشد :

   اگرچه امروزه همه بر تخصصی شدن کارها تاکید دارند اما در عمل شاهد دخالتهای گسترده و غیر حرفه ای در امرتبلیغات به عنوان یک تخصص هستیم . واقعیت آن است که روابط عمومی ها ملاک اثربخشی تبلیغات را بر خوش آمد مدیر ارشد استوار کرده اند . این بدان معنی است که مدیران ارشد هستند که تبلیغات را می پسندد نه مشتریان . البته به دلیل هزینه های میلیاردی تبلیغات ، مدیران ارشد دوست ندارند که کنترل آن را از کف بدهند اما راهکارهای دیگری برای نظارت وجود دارد که دخالت مستقیم و گسترده آنها را غیر ضروری می کند .  

2-     عدم شناخت کافی مدیریت روابط عمومی از علم تبلیغات :

  زمانی که بانکها وظیفه تخصصی تبلیغات را به دوش روابط عمومی های خود گذاشتند از 2 موضوع غافل ماندند . اول اینکه روابط عمومی ها را از کارکردهای اصلی خود که همانا اطلاع رسانی ، خبر پراکنی ، ایجاد نگاه مثبت نسبت به سازمان ، پل ارتباطی بین مدیران و دیگر ذینفعان و .... است ، دور کردند . از سوی دیگر روابط عمومی ها را برای ایفای این وظیفه تجهیز نکرده اند . نگاهی اجمالی به تخصص های به کار گرفته شده در روابط عمومی ها خلا نیروهای حرفه ای و آشنا به مقوله تبلیغات را به خوبی نمایان می سازد . از سوی دیگر نیروهای شاغل در روابط عمومی به عنوان برنامه ریزان ، مترجمان مفهوم خدمات بانکی و ناظران بر حسن اجرای تبلیغات و سنجش گران  اثربخشی تبلیغات از ایفای حداقل های نقش خود ناتوانند .

3-     عدم تخصص شرکتهای تبلیغاتی و عدم شناخت بانک :

    شرکتهای تبلیغاتی در ایران علی رغم رشد کمی خود  از نظر کیفی با استانداردهای جهانی فاصله بسیاری دارند . بیشتر آنهایی که موفق شده اند پروژه هایی را از بانکها دریافت کنند صاحبان ارتباط ویا رسانه اند نه مشاوران حرفه ای تبلیغات . نکته قابل تامل دیگر اینکه در برخی مواقع شاهدیم که یک شرکت تبلیغاتی برای چندین بانک به طور هم زمان کار می کند و حداقل های اخلاق حرفه ای را نادیده می گیرد و جالب تر آنکه این مهم نه تنها برای بانک مهم نیست از آن به عنوان یک مزیت یاد می کند ! شرکتهای تبلیغاتی امروز بیشتر مجریانی هستند که کمترین آگاهی از استراتژیها و ماهیت خدمات بانکی ندارند . از سوی دیگر با توجه به ضعف روابط عمومی در تدوین استراتژیها و ارزیابی آنها شرکتها هم از این خلا استفاده کرده و نه تنها خود به تدوین وپیاده سازی و ارزیابی آن اقدام نمی کنند بلکه سود خود را در اقدامات موردی و بر اساس خوش آمد مدیران ارشد و روابط عمومی های بانک تنظیم می کنند .

4-     فقدان خلاقیت و ایده های ناب :

   تبلیغات نظام بانکی کشور از خلاء خلاقیت و ایده های ناب در تبلیغات رنج می برد . ریشه های این واقعیت را می توان در محافظه کاری بیش از حد مدیران نظام بانکی ، نبود نیروهای خلاق در روابط عمومی بانکها ، ضعف شرکتهای مشاوره و مجری تبلیغات، عدم بهره گیری از رسانه های جدید به دلیل عدم شناخت ، فقدان یک نظام خلاقیت در بانکها و ... جستجو کرد . شرکتهای تبلیغاتی دنیا بیشترین تمرکز را بر تشکیل تیمهای خلاقیت دارند چرا که آنها ایده را می فروشند . این در حالی است که بسیاری از شرکتهای تبلیغاتی ایرانی فاقد چنین گروه هایی هستند و تنها چند نفر سازنده تیزر و طراح در تیم خود دارند .

 5-     انتخاب نادرست رسانه ها :

   یکی دیگر از عواملی که می تواند باعث بروز نتایجی ضعیف شود انتخاب نادرست رسانه ها است . همانگونه که اشاره شد بر اساس باورهای غلط در خصوص رسانه ها و اعتقاد سنتی مدیران بانکها به تلویزیون و تشویق شرکتهای مشاور تبلیغاتی به استفاده از ابزارهای گرانقیمت به دلیل پوشش حاشیه سود بیشتر ( به عنوان مثال برای رسانه دارها  فروش آنها در اولویت است نه اهداف بانک) ،  شاهدیم که رسانه ها به صورت نادرستی انتخاب و ضمن اثربخشی کم ، هزینه های بسیاری را به بانکها تحمیل می کنند .

6-     فقدان استراتژیهای بازاریابی موثر و کارآمد :

   وقتی بانکها از فقدان استراتژیها و ساختارهای بازاریابی رنج می برند بی شک نمی توانندبرنامه های تبلیغاتی موثری به عنوان یکی از اجزای پیشبرد فروش که خود جزیی از آمیخته های بازاریابی است را تدوین و اجرا کنند .  نکته قابل تامل آن است که بجای آنکه استراتژیها موجب انتخاب ابزارها شوند ، این ابزارها هستند که نوع تبلیغات بانک را مشخص می کنند . شرکتهای تبلیغاتی هم برای پوشاندن این ضعف به تجربه آموخته اند که باید به سوی تبلیغات تهییجی و احساسی حرکت کنند . تبلیغات کوتاه مدتی که نه یادگیری و نه ارتباط سازنده را محقق می سازد.

7-     درک نادرست از ماهیت خدمات و نوع مشتریان :

   نکته دیگری که باید بدان پرداخت درک نادرست از خدمات بانکی است . این درک نادرست ناشی از عدم درک و انتقال درست این مفاهیم به شرکتهای تبلیغاتی و از سوی دیگر بی تفاوتی این شرکتها برای فهم ماهیت خدمات است . بانکها تا زمانی که مشتریان خود را نشناسند نمی توانند تبلیغات موثر داشته باشند . وقتی نمی دانیم با چه کسی در حال برقراری ارتباط هستیم از کجا می دانیم چه چیز باید به او بگوییم ؟

8-     وجود ارتباط های غیرحرفه ای در واگذاری پروژه های تبلیغاتی :

   به هر طریق یکی از دلایلی که تبلیغات بانکها امروز ضعیف است واگذاری پروژه ها به شرکتها تبلیغاتی یا افراد غیر حرفه ای است . شاهدیم که با اجرای برنامه بسیار ضعیف تبلیغاتی که هم مشتریان و هم همکاران بانکی بدان اذعان دارند این شرکتها با صلابت به کار خود ادامه می دهند . جالب اینجاست که با  استقرار حسابرسی داخلی که شامل کنترل فرآیندها نیز می شود هنوز این شرکتها بدون معیار مشخصی انتخاب می شوند ، سالیان دراز کارهای ضعیف خود را در آرامش کامل اجرا می کنند و بدون هیچ کنترل و ارزیابی به کار خود ادامه می دهند . شاید به همین دلیل است که شرکتهای تبلیغاتی به جای سرمایه گذاری بر دانش و تخصص های خود به دنبال کانالهای ارتباطی موثر اند !

9-     دشواری تبلیغات در کسب و کارهای خدماتی :

  نکته ای که نباید از نظر دور داشت آن است که به هر طریق تبلیغ خدمات به دلیل خصوصیات خاص خدمت چون ناملموس بودن ، بسیار دشوار تر از تبلیغات کالاها است . برای همین است که شرکتهای خدماتی در تلاش اند تا با خلاقیت خدمات خود را ملموس سازند تا بتواند سوژه ای برای تبلیغات داشته باشند.

10-عدم سنجش اثربخشی تبلیغات :

    یکی از دلایلی که در دسته بندی های پیشین هم بدان اشاره شد و از اهمیت بسیار بالایی بر خوردار است عدم اثربخشی تبلیغات است . زمانی که اثربخشی اندازه گیری نشود اصلاحی هم در کار نخواهد بود . این عدم اثربخشی به فقدان هدف مشخص ، عدم توانایی در پیاده سازی سیستم های سنجش اثربخشی ، عدم تمایل شرکتهای تبلیغاتی به اثربخشی برای پوشاندن ضعفها و ... بر می گردد . به عنوان مثال تبلیغات اثر 2 گانه ای دارد . یکی اثر ارتباطی و دیگری اثر فروش . بانکها باید بتوانند این دو اثر را تفکیک کرده و اندازه گیری کنند . چگونه است که مدیران بانکها که بر توجیه اقتصادی پروژه ها تمرکز دارند از سنجش توجیه پذیری پروژه های تبلیغاتی غافل اند ؟

11-رقابت های ناسنجیده در عرصه تبلیغات بانکی :

    تبلیغات جزیی از آمیخته های بازاریابی است . باید هماهنگ و همراستا با آنها تدوین و اجرا شود . بسیاری از مواقع شاهدیم در فقدان یک محصول جدید و یا بهبود یافته ، قیمت گذاری های ناکارآ و ... تنها به دلیل آنکه دیگران تبلیغ می کنند دست به تبلیغ زده می شود . زمانی که حرفی در عرصه رقابت نداریم و نیازهای جدید مشتریان خود را پاسخ نمی گوییم چه چیز را باید تبلیغ کنیم ؟ پائین بودن کیفیت تبلیغات به ضعف دیگر آمیخته ها هم بر می گردد نباید منابع ارزشمند بانک را در رقابتهای ناسنجیده هدر داد . امری که امروز در جنگ قیمتها هم شاهد آن هستیم . نکته دیگری که نباید از آن غلفت کرد هم شکل شدن بانکها است . این امر به خودی خود بر شکل تبلیغات آنها هم اثر گذاشته است

12-      نبود سیاستهای کلان در حوزه تبلیغات  :

   عدم وجود سیاستها و خط مشی های کلان در این حوزه بر تبلیغات کشور از جمله بانکها موثر است . شهرداری به عنوان متولی تبلیغات محیطی ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متولی تبلیغات چاپی و صدا و سیما متولی تبلیغات تصویری در خلا یک قانون جامع ، فراگیر و قدرتمند بدون نظارت و هماهنگی آئین نامه های خود را اجرا می کنند . نبود این سیاستها و قوانین است که همه را به سوی این بازار سوق می دهد و بانکها هم هزینه های رانت ها و دسترسی را پرداخت می کنند .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 24 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : P.G

قاطعیت در مدیریت

مقدمه

در گذشته خیلی از کارکنان آموخته اند که اگر بخواهند حرفشان را بزنند از ترقی و اضافه حقوق خبری نخواهدبود و ممکن است کار خود را نیز از دست بدهند. اما روز به روز پیشرفتهایی برای ایجاد جامعه ای مبتنی بر ارزشهای قاطعیت، حاصل شده است. افراد نسبت به گذشتــــه راحتتر نظر خود را بیان می کنند.
روابط میان افراد به برابری طرفین توجه دارد هرچند رفتار بعضی از مدیران به گــونه ای است که اگر در عصر قبلی زندگی می کردند، خوشحالتر بودند. اما به دلایل متعدد، محل کار تا حد زیادی انسانی تر شده است و کارکنان ابراز عقیده می کنند و به رغم مخالفت رئیس، دیـــدگاههای خود را بازگو می کنند.
قاطعیت برای همـه افراد در سازمان می تواند سودمند باشد و نتایج سودمندی فراهم کند به نحوی که مدیر قاطع رابطه بهتری با زیردستان و برخورد موثرتری با مافوق خود دارد. رفتار قاطع اغلب با
رفتار پرخاشگرانه اشتباه می شود. ازجمله تمایزات اساسی میان مدیران قاطع و مدیران پرخاشگر این واقعیت است که مدیر قاطع مورد احترام دیگران است، همان گونه که برای خود ارزش و احترام قایل می شود، به دیگران نیز احترام می گذارد. چنین مدیری به جای آنکه دیگران را مجبور به تبعیت از خواسته های خود کند با آنهــــا مشورت می کند. درحالی که مدیران پرخاشگر به تابعیت محض زیردستان عادت کرده اند نه مشارکتشان.


تعریف قاطعیت

قاطعیت یکی از جنبه های قابل اصلاح ارتباط میان افراد است. این مهارت می تواند افراد را در برخورد با همکاران مافوق و زیردست بسیار یاری دهد.

به اعتقاد لازاروس قاطعیت دارای چهار مؤلفه است.

اول، رد تقاضا
دوم، جلب محبت دیگران و مطرح کردن درخواستهای خود،
سوم، ابراز احساسات مثبت و منفی
چهارم، شروع، ادامه و خاتمه گفتگوها .

به اعتقاد کیت دیویس قاطعیت فرایند بیان احساسات، درخواست تغییرات، دادن و دریافت کردن بازخـــور صادقانه است.
لنج و جاکوبسکی معتقدند قاطعیت عبارت است از گرفتن حق خود و ابراز افکار، احساسات و اعتقادات خویش به نحوی مناسب، مستقیم و صادقانه به صورتی که حقوق دیگران زیرپا گذاشته نشود . قاطعیت با درک و پذیرش اینکه هر فردی حق انتخاب و کنترل زندگی خود را دارد آغاز می شود.
قاطعیت به معنای بهره کشی از دیگران نیست، بلکه به معنای محافظت از خود و منابع خود است .هر تعریفی که از قاطعیت موردقبول قرار گیرد باید در آن بر رعایت و احترام به حقوق خود و دیگران تاکید و بین گرفتن حقوق خود و پایمال کردن حقوق دیگران تمایز قایل شد.


کارکردها

مهارت قاطعیت به فراخور موقعیت چند هدف را برآورده می سازد. به طور کلی استفاده ماهرانه از قاطعیت به فرد کمک می کند که:

  • جلو پایمال شدن حقوق خود را بگیرد
  • تقاضاهای نامعقول دیگران را رد کند
  • بتواند از دیگران درخواستهای معقولی داشته باشد
  • با مخالفتهای نامعقول دیگران، برخورد درست و موثری بکند.
  • حقوق دیگران را به رسمیت بشناسد
  • رفتار دیگران در برابر خود را تغییر دهد
  • از رفتارهای پرخاشگرانه غیرضروری خودداری کند
  • در هر موردی موضع خود را با اعتماد به نفس و آزادانه مطرح سازد.


زمینه فرهنگی قاطعیت

زمینه فرهنگی بر قاطعیت تاثیر می گذارد. به طور مثال، فرهنگهایی که اعتقادات مذهبی شدیدی دارند، گاهی قاطعیت را به عنوان یک روش معتبر رد می کنند، و فروتنی، تقدیرگرایی، عدم صراحت، رعایت شعائر و... را رواج می دهند. آموزش قاطعیت برای این افراد، بی معنا و مشکل آفرین است. همچنین در برخی از فرهنگها احترام و اطاعت از بزرگسالان واجب است و هرگونه قاطعیت کوچکتـــــرها را در برابر بزرگسالان تقبیح می کنند. برخی از فرهنگها قاطعیت را رفتاری »مردانه« دانسته و از زنان انتظار تسلیم و خدمتگذاری دارند.



طبقه بندی رفتار افراد


به طور کلی می توان افراد (رفتار افراد) را به سه دسته کلی تقسیم کرد.

  • دسته اول : افراد به تحقیر دیگران می پردازند، حقوق دیگران را نادیده می گیرند، دیگران را می رنجانند و فقط به اهداف خود توجه دارند، این افراد را افراد پرخاشگر می نامند. پرخاشگری ممکن است هدفهای فرد را برآورده سازد، اما اسباب مرارت دیگران را فراهم می کند.

  • دسته دوم: افراد کمرو هستند که فاقد قاطعیت هستند، نمی توانند احساسات خود را نشان دهند، احساس رنجش دارنــــــد و حق انتخاب خود را به دیگران می دهند. افراد کمرو بندرت به هدفهای خود می رسند.

  • دسته سوم : افراد قاطع، افرادی هستند که با صداقت احساسات خود را بیان می کنند، اغلب به هدف می رسند، حتی اگر به هدف نرسند احساس خوبی دارند زیرا رفتار مناسبی داشته اند. به جهت اهمیت این سه دسته رفتار هریک در زیــــر مفصل تر موردبررسی قرار می گیرد.

  • افراد پرخاشگر: پرخاشگری یعنی تهدید دیگران و نادیده گرفتن حقوق آنها (WEISS, 1996, P.120) . مردم افراد پرخاشگر را افرادی ناسازگار، زورگو، سلطه گر و غیرخویشتندار می دانند. (GORDON, 1993, P.295) . اگرچه این افراد با نهیب زدن و ترساندن دیگران می توانند حرف خود را بـــه کرسی بنشانند، اما باعث می شوند تا دیگران از آنها بیزار و گریزان شوند.
افراد پرخاشگر همواره به دنبال برنده شدن هستند، حتی اگر این برنده شدن به بهای ضرر رساندن به دیگران باشد. این افراد معتقدند که همیشه حق با آنان است و دیگران هیچ حقی ندارنـــد و آنچه خود می گویند، نسبت به گفته های دیگران از اهمیت بیشتری برخوردار است، و نقش و کمکشان در مقایسه با نقش و کمکی که دیگران ارائه می دهند، با ارزش تر است. این افراد تلاش می کنند با بلند حرف زدن، قطع کردن صحبت دیگران، قلدری، استفاده ازکنایه، و یا با استفاده از گفته های تهدیدآمیز و نگاههای خصمانه بر دیگران غلبه کنند. افزون بر این، اطمینان اغراق آمیزی نسبت به خود دارند. کلمه »من« را با تـــاکید به کار می برند، دیگران را در گفته های خود نادیده می گیرند، بسیار زود برافروخته می شوند و به شدت از دیگران انتقاد می کنند و دراغلب اوقات موضعی صریح دارند، همیشه پیشنهادات و خواسته هایشان را طوری مطرح می کنند که گویا درحال دستور دادن هستند.

هدف افراد پرخاشگر، برنده شدن بدون رعایت حقوق دیگران است. به طورکلی می توان علائم رفتاری افراد پرخاشگر را بدین صورت بیان کرد:

  • فریاد کشیدن
  • درها را به هم کوفتــــــن
  • ناسزاگفتن
  • اخم کردن
  • تمسخر کــردن
  • چشم غره رفتن
  • انگشت خود را سوی دیگران نشانه رفتن
  • پوزخند زدن
  • تکان دادن مشتها
  • صحبت دیگران را قطع کـــردن
  • تحقیر دیگران در حضور جمع
  • همه تقصیرات را به گردن دیگران انداختن.

  • مدیریت افراد پرخاشگر: این افراد خود را مصمم نشان می دهند اما درواقع این راهی است برای مخفی ساختن فقدان اعتماد به نفس شان. منطق این افــــــــراد آن است که باید برای آنچه می خواهند بجنگند و به هر قیمتی شده از خود دفاع کنند. وظیفه مدیریت در مواجهه با این افراد آن است که به آنان تفهیم کند ضرورتی ندارد همواره وضع تدافعی اتخاذ کنند، زیرا همه مترصد این نیستند که آنان را زمین بزنند. و اینکه می توانند بدون سرزنش دیگران هم به خواسته های خود برسند. مدیران برای کمک به این افراد لازم است:

  • به آنان گوش سپارند و در هنگام بحث نگاهشان کنند
  • روی مواردی تاکید کنند که با آنان توافق دارند
  • به طور تلویحی نشان دهند که می شود در پایان همه پیروز باشند
  • به خاطر مشارکتشان از آنان تشکر کنند.

  • افراد کم رو: افراد کم رو (SUBMISSIVE PEOPLE) نقطه مقابل افراد پرخاشگر هستند. تمایل عمده آنان پرهیزاز برخورد، حتی به بهای تضییع حق ‌شان است(WEISS, 1996, P.120) . اگرچه پرهیز از برخورد، در اغلب اوقات مطلوب است، اما همواره نمی توان از آن اجتناب ورزید. افراد کم رو نه تنها در دفاع از حق خود طفره می روند، بلکه از قراردادن خود در موقعیتهایی که باید باشند نیز پرهیز می کنند. این افراد معتقدند دیگران »حق« دارند اما خودشان »محق نیستند.
سخن خود را بسیار آهسته شروع می کنند. به دیگران اجازه می دهند تا سخنانشان را قطع کنند و در مقابل انتقاد، مضطرب می شوند و با اندک تهدیدی برخلاق میل خود عمل می کنند. (GILLEN, 1994, P.11) کمرویی یعنی درنظر نگرفتن خود و اتخاذ سبک انفعالی به نحوی که دیگران افکار، احساسات و حقوق ما را به راحتی نادیده بگیرند. افرادی مرددند که این سبک »خاضعانه را دارند.

علایم رفتارهای افراد کم رو را می توان به این صورت فهرست کرد:

  • عدم تمایل به ابراز عقیده
  • خود را دست کم گرفتن
  • موافقت با انجام کارهایی که تمایلی به انجام آن ندارند
  • با خود زیرلب حرف زدن
  • پرحرفی کردن
  • گریه کردن
  • پشت سر دیگران گله و شکایت کردن
  • برقرار نکردن تماس چشمی
  • با خود و اشیای دوروبر بازی کردن


مدیریت افراد کمرو

مدیریت در برخورد با افراد کمرو لازم است در وهله اول به آنان تفهیم نماید که واجد ارزشهای چندی هستند. چنین افرادی همیشه از بحث و گفتگو طفره می روند و از پذیرش مسئولیت شانه خالی می کنند، درنتیجه همواره دیدگاه دیگران نسبت به آنان نامطلوب است و همین موضوع به تثبیت و تداوم رفتار انفعالی و غیرقاطعانه آنان کمک می کند. مدیران برای تغییر دادن این افراد باید:

  • هنگامی که صحبت می کنند هشیارانه به آنان گوش بسپارند و نگاهشان کنند؛
  • مشارکت آنان در بحث ولواندک را ارج نهند؛
  • مسئولیت انجام کاری را به آنان واگذار کنند؛
  • آنان را تشویق کنند که به هنگام نیاز کمک بخواهند.


افراد قاطع

آنان نسبت به احقاق حق خود توانایی و تمــــایل بیشتری دارند، اما به گونه ای عمل می کنند که دیگران نیز به حق خود برسند. این افـراد برخلاف افراد کم رو، از تعارض فرار نمی کنند. اما با افراد پرخاشگر نیز شباهتی ندارند(ANDERSON, EL.AL, 1994, P.154). برخورد این افراد نسبت به تعارض منصفانه است. حالات و حرکات غیرکلامی (BODY LNGUAGE) آنان درحین سخن گفتن، ناشی از اعتماد به نفس و توأم با آرامش است. مدیران قاطع صریح اند و بی آنکه از موضوع موردنظر شانه خالی کنند، با صـداقت بر روی آن توافق کرده و یا آن را رد می کنند.
ارتباط چشمی آنان با افراد، بسیار خوب است. و آهنگ صدایشان بیش از آنکه سبب تضعیف گفته هایشان شود، موجب تقویت آنهاست(GILLEN, 1994, P.12) . افراد قاطع به دنبال ملاحظه حقوق دیگران و درعین حال گرفتن حق خود هستند. هدف افراد قاطع رعایت عدالت برای تمامی طرفهای درگیر است.

علایم رفتارهای افراد قاطع به شرح زیر است:
  • واکنش نشان دادن به لحنی دوستانه، اما قاطع؛
  • برقراری تماس چشمی حاکی از اطمینان خاطر بدون خیره شدن؛
  • ابراز احساسات و عقاید خود؛
  • بهادادن به خود و نرنجاندن دیگران؛
  • داشتن ژستهای مثبت و راحت؛
  • توانایی و قاطعیت تصمیم گیری؛
  • به شیوه ای رسا و شمرده حرف می زنند؛


زمان قاطعیت


عدم قاطعیت لااقل در سه موقعیت بهتر از قاطعیت است.
اول: وقتی احساس کنید طرف مقابل در مخمصه افتاده است. مثلاً وقتی در رستوران شلوغی هستید و می دانید که پیشخدمت این رستـــــوران تازه کار است، می توانید بعضی از ضعفهای او را نادیده بگیرید (او به کسی که بعد از شما آمده زودتر رسیدگی می کند). در این حالت نباید قاطعیت نشان داد، زیرا او قصد پایمال کردن حق شما را نداشته است. نشان دادن قـــــاطعیت، استرس او را بی جهت می افزاید. در این حالت ممکن است به مشکلاتی که میان شما و او وجود دارد موقتاً بی اعتنایی کنید.

دوم: هنگام تعامل با شخص بسیار حساس. هرگاه احساس می کنید قاطعیت شما موجب گریه کردن یا حمله شخص به شما می شود، بهتر است قاطعیت نشان ندهید، بخصوص اگر این »اولین و آخرین برخورد« شما با وی باشد.

ســـوم: هنگامی که متوجه اشتباه خود شده اید. برای مثال پس از ارتکاب به تخلفات رانندگی، بهتر است در برابر مامور پلیس قاطعیت نشــان ندهید. در این وضعیت معذرت خواهی بهترین راه حل است. به جای اینکه درصدد اصلاح یا توجیه عمل خود برآیید، با کمال خونسردی به اشتباه خود اعتراف کنید. باید در نظر داشت که همیشه عدم قاطعیت مناسب نیست. معمولاً عدم قاطعیت مستمر، ناگهان به پرخاشگری مبدل می شود و فرد احساس می کند دیگر طاقت ندارد مورد سوءاستفاده قرار گیرد و دیگران او را نادیده بگیرند. بنابراین، بهتر است از همان ابتدای تعامل اجتماعی قاطعیت نشان دهید.

چهارم: هنگامی که با افراد سلطه جو و اصلاح نشدنی مواجه هستید. گاهی با افرادی مواجه هستید که کنار آمدن با آنها دشوار است. کمترین مقدار قاطعیت در برابر این اشخاص در هر زمان و مکان، واکنشهای منفی آنان را درپی دارد. برخی از افراد به قدری رفتارشان ناخوشایند است که ارزش برخورد کردن با آنها وجود ندارد و گاه سودی که عاید می شود در مقـــــایسه با ارزش ناراحتی که از آن ناشی می شود، بسیار کم است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : site059

اثرات روحی و جسمی و اجتماعی الکل


هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات روحی و جسمی و اجتماعی مصرف الکل در میان اجتماع می باشد. چنانکه در این پژوهش آمده است، اصطلاح الکلیسم را برای توصیف دو حالت زیر یعنی بیماری مزمن و اختلال رفتار به کار می برند که حاصل نوشیدن پی در پی و بیش از حد معمول مشرولات الکلی است.

الکل در اولین تماس با بدن به میزان خیلی پایین از طریق گردش خون جذب می شود. بر خلاف سایر مواد غذایی که قبل از ورود به جریان خون می بایست توسط عوامل شیمیایی هضم شوند، الکل تنها ماده ای است که به محض ورود به داخل گردش خون (و معالاً به مغز محلی که اثرات اصلی خود را ظاهر می کنند) وارد می شود.

الکل به طور سریع از معده، روده باریک و روده بزرگ جذب شده و شکل تبخیری آن می تواند از طریق ریه جذب شود به طوری که مسمومیت کشنده در نتیجه استنشاق آن مشاهده شده، جذب پوستی آن امکان پذیر بوده است ولی اگر غلظت الکل زیاد شود، خاصیت قبض آن غالب می شود و در نتیجه جریان خون آن منطقه کم می شود و جذاب الکل به حداقل می رسد. علایم مشخصه و نشانه های مسمومیت با الکل خیلی خوب شناخته شده است.

با وجود این افرادی که تظاهراتی شبیه مستی دارند ولی الکلی نخورده اند (مثلاً کمای دیابتی، مسمومیت با داروها حوادث قلبی، شکستگی جمجمه) اغلب در تشخیص مسمومیت با الکل اشتباه می شوند.

منبع منتشر کننده :

 خورسندی آشتیانی، محمد تقی. 
 
ستاد مبارزه با مواد مخدر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : P.G
 
رکورد مدال
شادی پریدر، ۲۰۱۰
شادی پریدر، ۲۰۱۰
شرکت‌کنندهٔ کشور Flag of Iran.svg ایران
شطرنج
بازی‌های آسیایی داخل سالن
نقره ماکائو ۲۰۰۷ سریع انفرادی
برنز ماکائو ۲۰۰۷ سریع تیمی
برنز کوانگ نین ۲۰۰۹ برق‌آسای تیمی

شادی پریدر (زادهٔ ۱۱ تیر ۱۳۶۵ در تهران) اولین شطرنج‌باز ایرانی است که درجهٔ استادبزرگ زنان را در سال ۲۰۰۴ به دست آورد. وی ۵ بار قهرمان شطرنج زنان ایران شده که نخستین بار آن در ۹ سالگی بوده‌است.

آخرین ریتینگ او در اکتبر ۲۰۱۰ معادل ۲۲۵۳ بوده‌است او را در ردهٔ سی‌وهشتم بین کل شطرنج‌بازان فعال ایرانی و ردهٔ سوم بین شطرنج‌بازان زن این کشور قرار می‌دهد.

 زندگی

شادی پریدر از ۷ سالگی آموزش شطرنج را آغاز کرد. از سال ۷۳ تا ۷۹ به طور مستمر در مسابقات رده‌های سنی زیر ۱۰، ۱۲ و ۱۴ دختران کشور قهرمان شد. در سال ۷۴ در ۹ سالگی به عضویت تیم ملی بزرگسالان بانوان درآمد. در سال ۷۴ نفر اول بزرگسالان بانوان تهران و نفر سوم کشور شد. در سال ۷۶ درجهٔ استاد فیده بانوان را کسب کرد و در مسابقات زیر ۱۲ سال دختران جهان در فرانسه به مقام چهاردهم رسید. در سال ۷۷ اولین مسابقات آزاد بانوان در ایران را با امتیاز کامل فتح کرد و نفر چهارم دانش‌آموزان دختر زیر ۱۲ سال جهان در مسکو و نفر هفتم دختران زیر ۱۲ سال جهان در اسپانیا شد. در سال ۷۸ نفر سوم بزرگسالان بانوان کشور، نفر اول انتخابی تیم ملی بانوان و نفر پنجم دختران زیر ۱۴ سال آسیا در هند شد. در سال ۷۹ قهرمان بانوان بزرگسالان کشور با امتیاز کامل (۹ از ۹) شد و درجهٔ استاد بین‌المللی بانوان را به دست آورد. در سال ۸۱ ‪قهرمان دختران زیر ۱۶ سال آسیا شد و در مسابقات قهرمانی شهرهای آسیا اولین شطرنج‌باز زنی شد که به مقام سوم انفرادی می‌رسید

پریدر در سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴) در المپیاد شطرنج موفق به شکست قهرمان شطرنج زنان جهان آنتونتا استفانووا شد و عنوان استاد بزرگ شطرنج زنان را به کسب کرد. وی در بازی‌های آسیایی داخل سالن ماکائو ۲۰۰۷ هم به یک مدال نقره در شطرنج سریع انفرادی و یک مدل برنز در شطرنج سریع تیمی و در بازی‌های آسیایی داخل سالن کوانگ نین ۲۰۰۹ هم به مدال برنز شطرنج برق‌آسای تیمی رسید. او در سال‌های ۲۰۰۳، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸ نفر سوم انفرادی در قهرمانی شطرنج تیمی زنان آسیا و در سال ۲۰۰۹ نفر اول انفرادی و نفرسوم تیمی در این مسابقات شد

سبک بازی

پریدر تقریباً همیشه بازی را با e4 شروع می‌کند و در پاسخ به دفاع سیسیلی به واریاسیون آلاپین ‎1.e4 c5 2.c3‏ و در پاسخ e5 به بازی ایتالیایی روی می‌آورد. با مهرهٔ سیاه هم در جواب e4 بیشتر واریاسیون تایمانوف در دفاع سیسیلی را بازی می‌کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب